شمس سراج عفيف

374

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )

ملكي وضع بود و آن روشها مخالف شرع مينمود « 2 » همه را منع گردانيد - يكي ازان نقاشي مصور در محل خلوتگاه سلاطين - و آن آئين تاجداران برين است - كه البته در مقام آرامگاه ايشان نگار خانهاي مصور راست كنند - تا سلاطين بوقت خلوت نظر بدان تصوير كنند - سلطان فيروز شاه از غايت خوف حضرت إله فرمان فرمود تا تصوير درين كارخانها نكنند - زيرا كه مخالف شرع است - بجاي صورتگري نقش بانواع بوستان بر وفق « 3 » دوستان نگارند براي تماشا و نامشروع ديگر آن بود كه در عهد سلاطين ماضيهء از روئين و مسين و زرين و نقرگين صورتگري بودي - و آن بر خلاف شرع نمودي سلطان فيروز شاه بتوفيق حضرت إله آن جمله دور كنانيد - و همچنين بيشتري سلاطين ماضيه اوانيء زرين و سيمگين استعمال « 4 » مينمودند و طعام و آب هم بدان اوندها ميخوردند - سلطان فيروز شاه از بسياريء خوف حضرت « 5 » إله استعمال در آوندهاي سنگين و گلين كردى - و همچنين در علمها و نشانهاي « 6 » مراتب هميشه صورت تصوير ميكردند سلطان فيروز شاه آن جمله چيزها دور كنانيده - آرى چون هميشه زمرهء علما و فرقهء صلحا پهلوي آن حضرت عليا ميبودند آنچه ايشان از محصول بلاد ممالك نامشروع مينمودند سلطان فيروز شاه آن‌چنان

--> ( 2 ن ) روي مينمود * ( 3 ن ) مقدار - مقتداي * ( 4 ن ) استعداد * ( 5 ن ) حضرت الله تبارك و تعالى استعداد در آه * ( 6 ن ) نشانهاي مراتب و در سر نشانهاي مراتب *